همانطور که در موضوع قبلی وبلاگ، با نقش اساسی و حیاتی خرک آشنا شدیم پر واضح است که برای اینکه خرک به آسانی نوسان کند و صفحه رو نیز متناسب با آن نوسان کند، نباید پلهای سنتور درست زیر خرکها واقع شوند. زیرا اجازه نوسان را به صفحه رو نداده و صفحه رو نیز اجازه نوسان را به خرک نمی دهد و خرک نیز به نوبه خود با حرکت موج اولیه ایجاد شده توسط مضراب مخالفت کرده و حاصل این کار همان صدای تقه کردن است. حال اگر فاصله پل را از خرک دور کنیم آنگاه این بدان معنی است که دامنه نوسان صفحه را گسترش داده ایم و صفحه می تواند بسیار آزادانه تر ارتعاش کند و به تعداد بیشتر و راحت تری بالا و پایین رود. این به معنی این است که با هر نیروی وارده از طرف مضراب، توان موج تولیدی، زمان بیشتری برای میرایی دارد. به عبارتی این موج دیرتر میرا خواهد شد و نتیجه این کار همان صدای آب انباری است.

می خواهیم پل گذاری تجربی اساتید مختلف سازنده سنتور را مورد بررسی قرار داده و آن را به گونه ای علمی توجیه کنیم. همانطور که در بالا اشاره شد، این، نوسان سیم، خرک و صفحه رو است که صدای سنتور را می سازد. حال می خواهیم تاثیر پل گذاری را بر روی آن مورد بررسی قرار دهیم.

پل در سنتورهای رایج ایرانی عبارت است از میله های استوانه ای چوبی با جنس های متفاوت که در داخل سنتور بین صفحه های رو و زیر قرار می گیرد. بنابراین باید آن را به لحاظ جنس، قطر، ارتفاع و محل قرار گیری مورد بررسی قرار دهیم.

همانطور که در مطالب قبلی نیز اشاره شد هارمونیکهای مختلفی در سنتور وجود دارد که کنترل استادانه و هوشمندانه آنها توسط قسمتهای مختلف ساز اهمیت به سزایی دارد و اینجاست که این تقسیم درست وظایف، یک سازنده را برتر از دیگری می کند.

یکی از معیارهای کنترلی سازندگان، صفحه رو است. ارتعاش و نوسان صفحه رو، معمای کلید مساله است. اگر بخواهیم صدای بلندتر، زیرتر و قویتر داشته باشیم باید نوسان را آزادانه تر کنیم و این یعنی صفحه نازکتر و علت تراش صفحه رو همین است و علت اینکه نوع تراش، جنس صدا را تعیین می کند همین است.

جنس پل : همانطور که در مورد خرک نیز اشاره شد، با توجه به صدایی که می خواهیم، پل می تواند از جنس چوب نرم یا سخت باشد. بعضی سازندگان چوب گردو را انتخاب می کنند و خیلی ها کاج روسی را. کاج نرمتر است و صدا را لطیف می کند زیرا همانند کمک فنر خودرو ارتعاشات اضافی صفحه رو را میرا می کند. اما گردو کل نوسانات را منتقل می کند. پس انتخاب چوب گردو به عنوان پل، می تواند همانند یک ردیف خرک اضافه داخل سنتور باشد که نوسان را از صفحه رو به زیر منتقل می کند و بس؛ و خود نقش اندکی را بازی می کند. بنابراین، پل سنتور، صفحات رو و زیر را به یکدیگر متصل کرده و اجازه می دهد تا صفحه زیر نیز همان نوسانات صفحه رو را ببیند و تقریبا به همان اندازه در صدای ساز موثر باشد.

قطر پل: فرض کنید بر روی یک تکه بتون یا دیوار یا هر چیز بسیار ضخیم دیگر ضربه می زنید. چرا صدایی در نمی آید. به دلیل عدم اجازه نوسان به خاطر ضخامت بیش از حد است. فرض کنید کل فضای بین صفحات رو و زیر سنتور به صورت یکپارچه، پر بود. چه اتفاقی می افتاد؟ اصلا صدایی در نمی آمد. زیرا نوسانی نبود. بسیار بسیار اندک. بنابراین در محل اتصال پل با صفحات، چنین شرایط مرزی را ایجاد می کنیم. به عبارتی قطر بیشتر پل به معنی اجازه کمتر به صفحه رو برای نوسان و کاهش حوزه نوسان صفحه رو برای خرک مورد نظر است. و به دلیل همین کاهش نوسان صفحه رو و کاهش دامنه نوسان است که اگر قطر پل از 1 سانتی متر بیشتر شود صدا سطحی می شود.

ارتفاع پل: همانند قطر و جنس پل، ارتفاع پل نیز بر نوسان صفحه رو موثر است. اگر ارتفاع پل زیاد باشد به معنی وارد آوردن فشار بیشتر به صفحه رو در محل قرار گیری پل هستیم و این به معنی اجازه کمتر به صفحه رو برای نوسان و از طرفی ایجاد قوس در صفحه رو که در صدا تاثیر گذار خواهد بود.

محل قرار گیری پل و روش انجام این کار به صورت علمی:

همانطور که از اساتید مختلف سازنده سنتور شنیده ایم، علاوه بر جنس، قطر و ارتفاع پل، محل قرارگیری پل در تقسیم خرکها و تنظیم صدای کل ساز و هماهنگی بین قسمتهای مختلف موثر است. چگونه و چرا (به صورت علمی)؟

اساتید مختلف از ابعاد مختلفی برای ساخت سنتورهای خود استفاده می کنند و هر یک روشی را به صورت تجربی برای این ابعاد خاص خود ابداع کرده است. اما چگونه است که صدای ساز همه آنها علی رغم متفاوت بودن ابعاد به کار رفته و تفاوت روش پل گذاری خوب است؟

ابعاد مختلف سنتور به چه معنی است؟ کلاف کوتاهتر و بلندتر برای سنتور چه  تاثیری دارد؟

کلاف بلندتر به معنای افزایش طول سیمها است و افزایش طول یعنی افزایش کشش برای رسیدن به نت مورد نظر.

برای طراحی سنتور باید ابعاد ساز را به گونه ای انتخاب کرد که برای رسیدن به نت مورد نظر در هر یک از خرکها، سیم در آستانه پاره شدن قرار گیرد و این یک شرط برای زیبا شدن صدا و تولید هارمونیکهای مختلف سیم است. پس شرط اول را زیبایی صدا که مهمترین شرط نیز می باشد تعیین می کند. در حالیکه در سنتورهای امروزی سیمهای قسمت پایین سنتور شل تر از سیمهای بالای ساز هستند. بنابراین باید همه آنها را به ماکزیمم کشش خود رساند.

در سنتورهای امروزی همانطور که می دانیم نت ر خرک هفتم بیشترین فشار را وارد می کند و نتهای پایینتر فشار کمتری را وارد می کنند. بنابراین این نیرو را در محل خرک می توانیم با وزنه های معادل آن نیرو مدل کنیم. از آنجایی که می دانیم بر طبق قانون اول نیوتن، جسم با اینرسی یا لختی بیشتر اگر ساکن باشد تمایل کمتری به حرکت دارد و اگر حرکت کند تمایل دارد تا به حرکت خود ادامه دهد. بنابراین اگر نت ر سنتور که بیشترین وزن را به صفحه رو وارد می کند مضراب بخورد دوست دارد تا به نوسان خود همینطور ادامه دهد و به دلیل وزن بیشتر باعث ارتعاش قویتر صفحه خواهد شد. از طرفی، نتی چون سی که دور تر  از ر خرک هفتم است نیروی کمتری را به صفحه وارد نموده و ارتعاش کمتری ایجاد می کند. حال برای اینکه صدای این دو خرک را با یکدیگر تنطیم کنیم باید با معیارهای کنترلی که داریم به گونه ای عمل کنیم تا خرک هفتم (نت ر ) کمتر نوسان کرده و خرک پنجم (نت سی) بیشتر. این معیار کنترلی همانا محل قرار گیری پل است. اگر پل را به نت ر نزدیکتر (زیر خرک نباشد) و از نت سی دورتر گذاریم به مقصود رسیده ایم. به عبارتی وزن وارده از طرف خرک با فاصله پل تعدیل می شود و این همان قانون گشتاور را در ذهن تداعی می کند. به عبارتی با توجه به توجیه صوتی فوق برای داشتن تعادل صوتی بین خرکهای مربوط به هر پل باید قانون گشتاور رعایت شود.

T=F.L.sinα

که در سنتور، F همان نیروی وارده از طرف خرک، L فاصله بین خرک تا پل و α زاویه بین پل و صفحه رو یا همان 90 درجه است. بنابراین از آنجایی که sin90 مساوی 1 است بنابراین : T=F.L.

لذا برای پل گذاری و داشتن صدای هماهنگ بین خرکهای مختلف باید F1.L1=F2.L2=F3.L3=….

که در آن اندیسهای 1، 2،3 و ... مربوط به خرکهای مختلف متعلق به هر پل است. به عبارتی باید فرض کنیم که هر پل وظیفه حنثی کردن نیروی وارد از طرف چند خرک را بر عهده دارد.

با استفاده از این قانون، پل گذاری برای همه سنتورها با هر ابعادی و هر تعداد پلی یکسان خواهد بود. البته این، ایده کاملاً علمی و پیشنهادی اینجانب برای پل گذاری است و به نظر بنده بهترین روش مدل کردن نیروهای صفحه رو با استفاده از روش المان محدود یا (finite element) برای به دست آوردن دقیقترین محل برای پل گذاری سنتور است.

نتیجه گیری اخلاقی با توجه به فرمول پیشنهادی فوق:

1-       اگر نیروی وارد از طرف دو خرک به صفحه رو یکسان باشد آنگاه با استفاده از قانون فوق، فاصله پل از هر دو خرک باید یکسان باشد. به عبارتی فاصله پل از هر دو خرک یکسان شده و مکان هندسی آن یک خط می باشد که پل می تواند با توجه به جنس صدای مورد نیاز روی آن خط حرکت کند بدون اینکه صدای خرک دیگر خراب شود. بر خلاف سنتورهای امروزی که مکان هندسی پاسخ مساله فقط یک نقطه است.

2-       اگر نیروهای وارده از طرف همه خرکها یکسان باشد آنگاه نمی توان پلی را یافت که فاصله اش از همه خرکها یکسان باشد. آنگاه ناچار به افزایش تعداد پل خواهیم بود. برای هر دو خرک یک پل. به علت همین نیروهای غیر یکنواخت خرکهاست که در حال حاضر 4 پل یا 5 پل جواب می دهد.

3-       یکی از عواملی که باعث می شود تا سنتورهای ایرانی در برخی دستگاهها جواب دهد و در برخی دیگر نه همین پل گذاری می باشد. زیرا هنگامی که نت خرک پنجم را سی بمل کوک می کنیم نیرویی مثلاً به اندازه 15 کیلوگرم وارد می کند و هنگامی که برای اصفهان سی بکار کوک می کنید به علت افزایش کشش، نیرویی معادل 17 کیلوگرم وارد می شود و این یعنی به همین ریختن تعادل رابطه بالا. به همین علت در سنتورهای رایج ایرانی حتی اگر سازنده ای در حد استاد ناظمی باشید باز هم نمی توانید این مشکل را حل کنید. مگر اینکه کاری کنید تا این تغییر کوک ربطی به تغییر نیرو نداشته باشد. شیطانک متحرک ابداعی آقای کوروش ذولانی همین کار را می تواند انجام دهد.

4-       چرا جابه جایی خرک ها باعث خراب شدن آن نت مورد نظر و تقه کردن می شود. زیرا بر طبق فرمول بالا، فاصله خرک با محل پل گذاری به هم ریخته است و باز هم تعادل رابطه بالا به هم می خورد.

5-       از آنجایی که پل گذاری قبل از سیم کشی ساز صورت می گیرد لذا دقیق نیست. زیرا اگر طول سیمهای پشت خرک و سیمهای سفید جلو خرک را با هم مقایسه کنید می بینید که دقیقاً به نسبت 3/1، 3/2 تقسیم نشده است. زیرا ساچمه روی خرک باعث ایجاد اصطکاک و تغییر کشش می شود. بنابراین محل قرارگیری نهایی خرکها از روی خط 3/1 ، 3/2 که پل گذاری بر اساس آن صورت می گیرد اندکی متفاوت خواهد بود. لذا باید برای پل گذاری دقیق، این کار را بعد از سیم کشی انجام داد(اما نمی شود که پس باید بر روی سنتورهای قبلی ساخته شده اعداد کلیدی را استخراج و برای سنتورهای جدید استفاده کرد). و برای انجام دقیق این کار باید زیر هر یک از خرکها Load Cell کار گذاری نمود تا نیروی وارده از طرف خرکها را اندازه گیری کرد و به دنبال طول مورد نظر از هر یک از خرکها بود و آنگاه محل دقیق پلها را خود خرکها مشخص خواهند کرد.

بنابراین یا باید پل گذاری بر اساس تغییرات ایجاد شده در ساز، به صورت دینامیکی و هوشمند  تغییر کند که در حال حاضر ممکن نیست (نه اینکه نباشه). یا باید برای هر دستگاه با توجه به کوک مورد نظر، ابعاد ساز و پل گذاری مخصوصی صورت گیرد. یا باید از شیطانک متحرک استفاده کرد. تصمیم با شماست.

امیدوارم تا دوستان خوبم از مطالب  و دیدگاههای علمی خودشون بقیه رو محروم نکنند.